ماریای پورگوتا
María la Portuguesa
ماری با جوز به ازدواج می کند مردی کمی بزرگ تر از او که اخیراً از زندان آزاد شده است. او در یک بندر ماهیگیری کار می کند و جوز در یک قایف. اگر چه عشقشان با امید آغاز می شود، به زودی به نفرینی می انجامد که آزار و عذاب روزمره می شود.