من کیلروی هستم
Yo soy Kilroy
میگل یک گرافیستیتیست بزرگ است که پس از دو سال حبس به اتهام نابودی شهر مرزی خود در صحرا با نام مستعار کیلروی، از زندان آزاد میشود. وقتی به خانه بازمیگردد، درمییابد که هیچ چیز تغییر نکرده است. آن نام تاریخی از دوران جنگ جهانی دوم که پدر درگذشتهاش برایش تعریف کرده بود، در جریان یک کارزار انتخاباتی سیاسی دوباره در شهر ظاهر شده است. میگل اکنون در زندگی جدیدش با چالشهای زیادی روبروست و میخواهد از گذشته خود جدا شود. تنها امید او برای رها کردن تمام غم و دردی که نام کیلروی برایش به ارمغان آورده، برنده شدن در مسابقه گرافیتباشی تحت حمایت شهرداری است.