یک درس سودمند
در طول اقامت در یک استراحتگاه ساحلی، آقای و خانم رندال دخترشان را نادیده میگیرند و به علایق خود میپردازند. خانم رندال وزیر محلی را سرگرم میکند، در حالی که آقای رندال موافقت میکند که دخترش را به پیادهروی در کنار ساحل ببرد. اما او به یک زن جوان فریبنده جذب میشود و دختر کوچک به تنهایی دور میشود. او بر روی یک سنگ ساحلی میخزد و در آنجا خوابش میبرد، غافل از جزر و مد در حال ورود. والدینش در نهایت غیبت او را متوجه میشوند و شروع به جستجو برای او میکنند. اما در این زمان، جزر و مد در حال ورود، سنگ او را احاطه کرده و او را از خشکی جدا کرده است. یک نجاتدهنده صدای او را میشنود و به سمت او شنا میکند درست زمانی که جزر و مد در حال بلعیدن اوست. کودک به والدینش بازگردانده میشود، که از نزدیک بودن به یک تراژدی درس سودمندی در اهمیت والدین مراقبتر میگیرند.