خط داستانی
سیلاس وارنر نامهای را به پسرش هری مینویسد و از او میخواهد که فوراً کالج را ترک کرده و به عنوان کارمند به دفترش بیاید. علاوه بر این، آقای وارنر در نظر دارد که پسرش با دختر شریکش ازدواج کند. وقتی هری نامه پدرش را دریافت میکند، به خانه برمیگردد، اما به شدت با ایدههای پدرش مخالفت میکند. همچنین، هری در آستانه ازدواج با رز بلند است. شریک وارنر، مارتین، در نهایت یک متخلف از آب درمیآید و تقریباً شرکت را خراب میکند. هری گزارشی از روزنامه درباره بیماریها و مشکلات پدرش میخواند، بنابراین او و همسرش به دیدن و کمک به او میروند. در حالی که آقای وارنر در حال بهبودی است، برکات پدریاش را به پسر و عروسش میدهد.