چشم خدا
The Eye of God
اولاف یادداشتهای خود را قبل از اعدامش مینویسد. او از زندگیاش به عنوان یک کشاورز زحمتکش میگوید، زمانی که رنی، که در روستا گیر افتاده، یک شب در خانهاش میماند و اولاف عاشق او میشود.