خط داستانی
هرج و مرج در آشپزخانه لوئیز فازندا حاکم است، در حالی که گربه به دنبال پرندهای در ساعت کوکو میگردد و نوزاد صورتش را با مربا رنگ میکند. در شغل بعدیاش در یک آشپزخانه رستوران، لوئیز پودر و بیسکویتهایش را به هم میزند. سرآشپز از او میخواهد که آنها را سبکتر کند. او آنها را مانند بادکنکها باد میکند، اما آنها مانند توپهای لاستیکی بیرون میآیند و به همین دلیل از آن شغل اخراج میشود. در موقعیت بعدیاش به عنوان خدمتکار یک خانواده ثروتمند، وقتی خانواده به تعطیلات میروند، برای دوستانش مهمانی میگیرد و خانه را به هم میریزد.