خط داستانی
جرج مک فارلند، یک جوان ثروتمند که عاشق ماجراجویی است، به دوستانش، تورنتون براون و آرتور سول، ۲۰,۰۰۰ دلار شرط میبندد که میتواند یک جرم مرتکب شود و به مدت یک سال از دست پلیس فرار کند. پس از اینکه یک چک را جعل میکند، جرج به سمت غرب میرود و به مدت تقریباً یک سال از دستگیری فرار میکند، با وجود انتشار اعلامیههای پلیسی که نام او و عبارت مورد علاقهاش، "باور کن، زانتپه" را دارد. در یک کلبه شکار در کلرادو، او با دختر زیبای کلانتر کاممن، دالی، ملاقات میکند که او را شناسایی کرده و سعی میکند او را دستگیر کند. با این حال، طبق شرایط شرط، او باید توسط یک افسر واقعی قانون دستگیر شود، که دالی نیست.