خط داستانی
کابوی جوان، طوفان جونز، عاشق سیلویا بیلینگز زیبا میشود، که به همراه پدر دامدار خود به تازگی به شهر آمدهاند. با این حال، تلاش او برای جلب توجه سیلویا با موانعی روبرو میشود، به ویژه خصومت دامداران محلی نسبت به "دامداران گوسفند" مانند پدر او، که معتقدند گوسفندهایشان چراگاهها را ویران کرده و آنها را برای دامهایشان غیرقابل استفاده میکنند و مصمم هستند که تازهواردان را از شهر بیرون کنند.