خط داستانی
سانتوسا، یتیمی که در مسیر به آمریکا برای زندگی با پدربزرگش از پرستارش جدا میشود، توسط گنگسترهایی که جواهرات دزدیدهشدهشان را در عروسک پارچهایاش پنهان کردهاند، مراقبت میشود. در نیویورک، بیگ مایک، که سانتوسا را مزاحم میبیند، او و عروسک را در سطل زباله میاندازد، جایی که یک پسر خبرچین او را پیدا میکند. پس از چندین ماجراجویی، سانتوسا پدربزرگش را پیدا میکند، جواهرات به مقامات گمرکی تحویل داده میشود و باند خلافکاران اصلاح میشود.