خط داستانی
در پارک هایلند، روز عروسی آگنس فیشر و هارولد هوپ است. حوادث ناگواری تقریباً مانع از ازدواج آنها میشود: او به کلیسای اشتباهی میرود و سپس یکی از مهمانان، پروفسور مکگلوم، او را متقاعد میکند که عروس فقط میخواهد او بیمه عمرش را جمعآوری کند. در نهایت آنها ازدواج میکنند و خانوادهاشان با آنها زندگی میکنند. هارولد اکنون متقاعد شده است که در شام مسموم خواهد شد. وقتی حوادث بیشتری او را دچار مشکلات معده میکند، مکگلوم او را به سمت بیمارستان میبرد. در این سفر، همه چیز فاش میشود.