خط داستانی
باب همیلتون به دردسر میافتد زمانی که خلافکاران باعث شکست اسب پدرش در دربی میشوند و گزارش میشود که او با خلافکاران در ارتباط است. پدرش او را طرد میکند و نامزدش، پاتریشیا، نامزدیشان را به هم میزند. بنابراین باب و "اسکیپر"، مربی که او نیز مشکوک است، به سمت پیستهای غربی میروند و اسبی را که همیلتون پدر مجبورشان کرده بود بخرند، با خود میبرند و مصمم هستند که ثابت کنند در مسیر درستی هستند.