خط داستانی
مالکین آرایشگاه، استن و اولی، به یک آگهی در روزنامه از یک بیوه ثروتمند که به دنبال شوهر است، پاسخ میدهند. اولی تنها پاسخ خود را پست میکند و به عمارت بیوه دعوت میشود. استن نامهاش را که ارسال نکرده است، پیدا میکند و اصرار میکند که همراه او برود. در عمارت، پیشخدمت ترسناک بیوه به آنها میگوید که زن دیوانه است. او زمانی توسط یک اولیور رها شده و حالا سرگرمیاش ازدواج با اولیورها و سپس بریدن گلوی آنهاست. حالا پسرها باید راهی برای فرار پیدا کنند.