خط داستانی
کارگردان پیتر انگل، که دوستانش او را "پیتر بزرگ" مینامند، جوانی بسیار لوس و نازپرورده است. مادرش، همسر ژنرال، پس از مرگ شوهرش تنها برای پسرش زندگی میکند، اما او همچنین زنی با ارادهای قوی است و پیتر به رغم رفتار نرمشگونهاش، احترام زیادی برای او قائل است. هر چهارشنبه شب، مگدا به دیدن پیتر در آپارتمان شیک او در برِدگاده میآید. او دختری شیرین و تازهنفس است که با پدرش زندگی میکند. مگدا با تمام وجودش پیتر را دوست دارد و به همین دلیل برایش دردناک است که تنها دوست چهارشنبهاش باشد.