خط داستانی
دوک گومارا در کازینو با ریسکهای بالا بازی میکند تا همنشینش استلا را تحت تأثیر قرار دهد. او همه چیز را میبازد و اگر نه به خاطر ماریا اوژنی، دختر زیبایی که با پدرش - یک بانکدار - آنجا است، خودکشی میکرد. از روی حسادت، استلا به پدر دختر میگوید که دوک یک دزد بینالمللی است تا از معشوقش که واقعاً چنین است، دفاع کند. اوضاع برای دوک به شدت بد میشود، او آنقدر بدشانس است که اتاق 13 را در هتل کازینو به او دادهاند.