خط داستانی
روز تام در ساحل به خوبی آغاز نمیشود. ابتدا مایوی او در درب خانه ساحلی گیر میکند و او تا زمانی که قصد شیرجه زدن به دریا را دارد متوجه نمیشود و به عقب پرتاب میشود و از در میشکند. او بیرون میدود و دوباره تلاش میکند. این بار آنقدر مصمم است که وقتی به آب میپرد، متوجه نمیشود که جزر و مد پایین است و در حال شنا در شنهایی است که پر از بطریهای شکسته، قوطیهای کنسرو و زبالههای دیگر است. بعداً، او سعی میکند دختری زیبا را در ساحل به خود جلب کند، اما به خاطر بیادبیاش او را با نوشیدن سودا، خوردن هات داگ و خوردن با صدای بلند در حالی که سرش را روی پای او گذاشته، آزار میدهد. ناگهان، یک گوجهفرنگی از هوا پرتاب میشود و روی سرش میافتد. همچنین یک پوست موز. تام به دنبال مقصر میگردد و او را در سبد پیک نیک دختر پیدا میکند. جری درون سبد نشسته و هر چیزی که میخواهد میخورد و بقیه را بیرون میاندازد.