بیمار خیالی
Der eingebildete Kranke
دکتر هارتویگ به عنوان پزشک در یک شهر کوچک مستقر شده است. یک روز، اورسل داکسنمایر جادویی به مطب او میآید. دکتر هارتویگ عاشق او میشود و میخواهد با او ازدواج کند. اما قبل از آن، موانع مختلفی باید برطرف شوند. یکی از موانع خاص، پدر اورسولا، یوزبیوس داکسنمایر است. او با کالاهای مختلط سر و کار دارد و همچنین یک هیپوکندریاک است، یعنی بیمار خیالی. هیچکس نمیتواند به او بگوید که تصوراتش از بیماری مرگبارش اشتباه است.