خط داستانی
کنسول کیزر، صاحب یک کارخانه، به همراه دخترش ماریون در یک جزیره مدیترانهای تعطیلات میگذرانند و امیدوار است او را با دستیارش دکتر توماس اشتفن آشنا کند. اما در این جزیره، ماهیگیر پرشور مایکل لوتز و معشوقهاش باربارا هولشتاین که کمی نادیده گرفته شده است، تعطیلات خود را سپری میکنند. مایکل از خواننده باب استوارت میخواهد که به همراه گروهش در لباسهای شبحی، این تازهواردان مزاحم را دور کند. اما این اتفاق نمیافتد، زیرا به نمایندگی از جینا، همسر رئیس پلیس محلی، گانگسترهای واقعی با توریستها ظاهر میشوند و در نهایت با قایق خود فرار میکنند. بنابراین حالا تعطیلتکنندگان ناچارند به یکدیگر تکیه کنند و زوجها در نهایت یکدیگر را پیدا میکنند.