خط داستانی
شب فرارسیده و پلنگ صورتی به دنبال جایی برای خواب است. یک خانه خوابگاهی به او اجازه ورود نمیدهد، اما او به طور تصادفی کلیدی را روی زمین پیدا میکند که به او اجازه ورود به خانه یک مرد را میدهد. پلنگ صورتی از وسایل اصلاح، مسواک برقی و تخت خواب آن مرد استفاده میکند. مردی که مست است، پس از یکی از میهمانیهایش به خانه برمیگردد و با دیدن پلنگ صورتی در تختش، فکر میکند که در حال تجربه توهم الکلی است. او به انجمن الکلیهای گمنام زنگ میزند تا کسی را برای کمک به او بفرستند. مردی از انجمن، تمام بطریهای مشروبات الکلی مرد مست را به سطل زباله میاندازد و آنها نشسته و یک جعبه شیر را به اشتراک میگذارند. سپس، هر دو مرد پلنگ صورتی را میبینند که از کنارشان عبور میکند! گیج و منگ، آنها به دنبال کامیون اداره بهداشت میروند که بطریهای مشروبات را حمل میکند. پس از آنچه که دیدهاند، یک دور نوشیدن در دستور کار است!