خط داستانی
یک زن یهودی، دکتر میشل ولف، که در طول جنگ جهانی دوم در یک اردوگاه کار اجباری نازی زندانی شده بود، پس از پایان جنگ به خانهاش در پاریس بازمیگردد. او از این موضوع بیخبر است که شوهرش، جنتلمن خوشچهره و استاد شطرنج، استانیسلاو پیلگرین، در غیاب او با دختر ناتنیاش، فابی، رابطه داشته است.