خط داستانی
عمه ایلکا، که به جمعبودن علاقه دارد، خانهاش را که در وسط یک باغ گل رز شش هکتاری در شهر کوچک قرار دارد، برای جوانان طلایی شهر باز میکند. به دلیل نیکوکاری او، مستأجران قادرند نه تنها به گلهای رز بلکه به گروهی از دختران خوشسیما که قرار است ازدواج کنند، عشق بورزند.