خط داستانی
جورج مانیگ یک تاجر ثروتمند، شوهر و پدر است. در حالی که خانوادهاش در روز تولدش غایب هستند، او دو زن جوان خیس از باران را به خانهاش دعوت میکند تا طوفان شب را سپری کنند. این دو دختر جورج را فریب داده و در نهایت او را در خانهاش ربوده و مورد شکنجه قرار میدهند.