مانهٔ سابمرسّا
Morning Mist
استفانیا زنی پیر، ثروتمند و سختگیر کاتولیک است و وقتی به زوجی از خدمتکاران نگاه میکند که توان پرورش صحیح فرزند کوچکترشان آنتونیو را ندارند، تصمیم میگیرد نفوذ خود را به کار گیرد تا او را کشیشی کند. والدین موافقت میکنند، کشیش محلی و حتی رئیس سِمینار هم قبول میکنند و آنتونیو هم پذیرش میکند؛ نه به خاطر پارسایی، بلکه به اطاعت از والدین. با گذر زمان، آنتونیو از فقر روستایی به سیستم زندانی مانند یک سمینار وارد میشود و تردیدها و رنجها در داخل او رشد میکند.