طرف مقابلDominick Hide
Dominick Hide، مسافر زمانی از سال دوهزار و سی، در حال مطالعه سیستم حمل و نقل لندن در سال هزار و نهصد و هشتاد است. مسافران زمانی باید ناظر باشند و فرود آمدن سفینۀ پرنده آنان به شدت ممنوع است. یکی از مسافران که این قانون را شکسته بود، به طور اتفاقی سگی را کشت و تاریخ را تغییر داد و بسیاری از آینده یافتگان را ناپدید کرد. الهام گرفته از عمه بزرگی به نام مِیویس، Dominick تصمیم میگیرد جد بزرگش را بیابد. او وارد سال هزار و نهصد و هشتاد میشود، لباسها و گفتارش عجیب است و او را فردی بیرونی نشان میدهد. جستجویش با تماس او با صاحب فروشگاه معتبر زیبای جین روبهرو میشود و آنها عاشق هم میشوند. با تکرار و طولانیتر شدن بازدیدهای Dominick، ریسک کشف بیمِربی دستیارش Caleb Line افزایش مییابد و هر لحظهٔ گذر او در گذشته خطر تغییر فاجعهآمیز آینده را بیشتر میکند.