عشق، شهوترانی و هشیاری
Love, Lust and Ecstasy
آری از همسرش سارا رضایت ندارد. او با قایقسرخوردهاش به صخره برخورد میکند و به سوئیس برای بازتوانی میرود، شاید تلاشی برای خودکشی باشد یا نباشد. آلِکس، نقاشی از سارا برای آری میکشد و در غیبت او مهمانخانهٔ سارا میشود و با او رابطهٔ جنسی برقرار میکند. ترِزِا، دستیار و عشق سابق آری، از رابطهٔ سارا با آلِکس خشمگین است و نقشه میکشد تا آن دو را از هم جدا کند.