خط داستانی
ناتالی با آنتوان است که واقعاً او را دوست دارد، با وجود اینکه او تمایل دارد از او دور شود. اریک، شریک سابق ناتالی، دیگر نمیخواهد با او باشد، اما او نمیتواند این را بپذیرد. در ناامیدیاش، خود را، آنتوان و اریک را عذاب میدهد.
ناتالی با آنتوان است که واقعاً او را دوست دارد، با وجود اینکه او تمایل دارد از او دور شود. اریک، شریک سابق ناتالی، دیگر نمیخواهد با او باشد، اما او نمیتواند این را بپذیرد. در ناامیدیاش، خود را، آنتوان و اریک را عذاب میدهد.