خط داستانی
در جزیره ای دورافتاده ماهیگیری در دهه پنجاه، پپیتو با یادگیری شغل مادرش رزای تنها قابله ای که می تواند نوزادان را در اجتماعشان به دنیا آورد بزرگ می شود. در ابتدا پسر جوان به این ترتیب غیرمتعارف بی تفاوت است، اما با گذر زمان مقاومت می کند و نقش سنتی زنان را به چالش می کشد. به مرور مسیر بزرگسالی پپیتو با زندگی دیگر ساکنان جزیره گره می خورد تا باورها و مبارزات آنها به انگیزه ای حیاتی برای بالغ شدن او تبدیل می شود.