خط داستانی
برنیک جوان و یوهان تونسن دوستان نزدیک هستند که در نروژ زندگی میکنند. برنیک نامزد خواهر یوهان است که یک ارثبر است. او فقط به خاطر پولش با او ازدواج میکند، زیرا واقعاً عاشق همسر یک بازیگر است. در حین بازدید از عشق قدیمیاش، که امیدوار است رابطه را قطع کند، شوهر آن زن به طور غیرمنتظره وارد اتاق میشود و برنیک مجبور میشود از پنجره فرار کند. یوهان، با آگاهی از رسوایی تهدیدآمیز دوستش، گناه برنیک را فرض میکند و کشور را به سمت آمریکا ترک میکند. برنیک از شجاعت دوستش سوءاستفاده میکند و اجازه میدهد که به طور عمومی باور شود که یوهان نیز وجوهی را به نادرستی تصاحب کرده است. در واقع، برنیک خود نیز در این جرم و همچنین جرم دیگر مقصر بود.