خط داستانی
"ماگ انگشت چابک باید دستگیر شود، وگرنه دلیلش را میدانم!" اینها کلمات مغرورانه کارآگاه براون است، در حالی که برای جستجوی "ماگ" فراری آماده میشود. او کیسه سفریاش را بسته و آن را روی مبل در اتاقش باز میگذارد؛ سپس به طبقه پایین میرود تا صبحانهاش را بخورد. "ماگ انگشت چابک"، با دیدن درب جلویی خانه براون که نیمه باز است، وارد میشود و به آرامی به طبقه بالا میرود. او کیسهای مشابه کیسه براون را حمل میکند. او تمام اشیای قیمتی که به دستش میرسد را جمعآوری میکند و برخی از جواهرات گرانبهای خانم براون را نیز فراموش نمیکند. با شنیدن صدای پاهای نزدیک، هیجانزده میشود و "غنایم" را در کیسه براون خالی میکند، گمان میکند که این کیسه متعلق به خودش است و با آن از خانه فرار میکند و کیسه خودش را پشت سر میگذارد. خانم براون، در حالی که مقداری لباس تمیز در کیف همسرش میگذارد، لباسهای زنانه را میبیند.