خط داستانی
بازتابهای یک زن جوان روی بالکنش است که ملایم لباسهایش را تکان میدهد. افکار خصوصی این زن در میان هذیان خودش غرق میشود که با بیانی تکراری در کارگردانی و تصاویر فیلم تقویت و قاببندی میشود. دوربین به آهستگی از نزدیکی فاصله میگیرد تا دکور شهری را که فیلم در آن ساخته شده نشان دهد. نماهای بینام ساختمانهای مجاور ما را وادار میکند تا تصور کنیم پشت هر یک از این ساختمانها دستهای از سبک زندگیها و اندیشههای منحصر به فرد پنهان است. هنرمند از طریق حس طعنهآمیز و تقریبا غمانگیزی این موضوع را روشن میکند.