خط داستانی
صحنه در سال ۱۲۱۲ در آغاز قرون وسطی رخ می دهد ملکه به ناگهان در قلعه ریبرهوس مریض می شود در رویاهای تبزده او با حضور شخصی از مرگ با دست استخوانی که در صفحه شطرنج سفید را نگه داشته مواجه می شود چند مایل دورتر پادشاه والدماSejr که هنوز از بیماری همسرش آگاه نیست در شکار است ناگهان فالکون او در جنگل ناپدید می شود و پادشاه آن را دنبال می کند و آن را بر خستانی استخوانی می بیند که به کنار صفحه شطرنج ایستاده است