خط داستانی
رهبر یک باند حکم اعدام یک فاحشه را صادر می کند که شاهد یک قتل است. هنگامی که دستیار رهبر متوجه میشود فاحشه در واقع نابینا است، عاشقش میشود و از او محافظت میکند. فاحشه به موقع بینایی خود را به دست میآورد تا مرگ دوست پسرش را ببیند. در مراسم تشییع، با احساساتی از شادی و اندوه در هم آمیخته، او به طور پنهانی به خودارضایی میپردازد.