مستور باتینیول
Monsieur Batignole
در سال هزار و نهصد و چهل و دو در پاریس اشغالی، خواربارفروشی بی ثروت و بی تعهد ادموند باتینیول با همسرش و دخترش در آپارتمانی کوچک در ساختمان صاحب مغازه زندگی می کند. وقتی نامزد آینده اش و همکار آلمانی اش پیر ژان لمور به نازی ها اطلاع می دهد خانواده برشتاین را دستگیر کنند، ساربانان آن آپارتمان را تصرف می کنند. چند روز بعد، پسری جوان به نام سایمون برشتاین از آلمنال ها فرار می کند و به خانه سابقش پناه می برد. وقتی باتینیول او را می یابد، به پسرک دلسوز می شود و سایمون را پناه می دهد، هم چنین از همسرش نیز پنهان می کند. بعدها دو عمو و دائی سایمون او را در زیرزمین مغازه ملاقات می کنند. وقتی پیر ژان بچه ها را می یابد، باتینیول تصمیم می گیرد با کودکان به سوی سوئیس سفر کند.