خط داستانی
سنگ هی به سئول فرار کرده است تا از زندگی روستایی آرام خود بگریزد. او هیچ پشیمانی احساس نمی کند و به مهمانی های شبانه می رود. در یکی از این کلوپ ها با یو نا که در گذشته به شدت مورد آزار قرار گرفته آشنا می شود و به یک دوستی صمیمی می رسند و در نهایت با پسری به نام یانگ گو روبه رو می شوند که گمان می رود همسانی کامل برای یو نا باشد، اما او در دل خود آتشی برای معشوق پیشین دارد. سنگ هی و یو نا تصمیم می گیرند رقیب را پیدا و از میان بردارند...