خط داستانی
در خانه ای بزرگ و جدا افتاده مایکل موسیقیدانی است که سرود می سازد زنی جوان به نام لیندا برای بازگرداندن یک چمدان متعلق به سباستین دوست و همسایه مایکل می آید حاوی صدها عکست از سراسر جهان در حالی که او در سفر است سباستین از لیندا می خواهد تا تصاویر را برای نمایشگاهی چیدمان کند مایکل لیندا را به زندگی با خودش دعوت می کند او می پذیرد این محور فیلم است که تارو پودی تصاویر با هم ترکیب می شوند و به زبان می آیند در کنار اینها لیندا نامه های کاستی به سمت سباستین می گیرد رابطه ای ظریف بین لیندا دختر تازه وارد و مایکل مرد با تجربه شکل می گیرد مایکل به کارگردانی سرودش می پردازد لیندا تنها می ماند دیوارها با عکس ها پوشیده می شود دیوار خوشی و دیوار رنج نبرد میان خوبی و بدی لیندا از مرگ اتفاقی سباستین مطلع می شود و تنها می ماند.