خط داستانی
چهار افسره پلیس به طور اتفاقی دختر آلبرت تھولوز را کشتهاند اما از همه اتهامات تبرئه میشوند. پدر بیچارۀ او این بیعدالتی را برمیآشوبد و ناگهان از جکیل به هاید تبدیل میشود. بدون فرصت مجدد به آنها، آلبرت دو نفر را به قتل میرساند و میگوید مأموریتش را تا آخر دنبال خواهد کرد. اما به عنوان مظنون شماره یک شناخته میشود و به خانه بازنمیگردد. شبى با کلر آشنا میشود، زن فروش بلیت سینما، که او را پذیرفته و یاری میکند.