جادههای کناری
Side Roads
داستان بدون خط داستانی واحدی از طریق رفت و آمد میان ماجراهای پسری جوان که میخواهد کامیون پیتزا بخرد و زندگی دو برادر میانسال که در خانهای عظیم زندگی میکنند، به پیش میرود. یکی از برادران به ویلچیر بسته است و در نهایت با جوان جویای پیتزا آشنا میشود و تصمیم میگیرد به او پولی که لازم دارد بدهد؛ اما این بخش از بخشش هرگز او را از سرنوشتش رها نمیکند. کاراکترهای دیگر نیز به داستان ورود و خروج میکنند، مانند ژان که معشوقه پسر جوان است