خط داستانی
کشتی معروف به نام مایفلور در میان طوفانی بزرگ گرفتار شده است. کل داستان از دیدگاه یک موش کلیسایی به نام ویلوم روایت میشود. داستان با تصمیم موعظهکنندگان زائر برای مهاجرت به آمریکا و سوار شدن به مایفلور آغاز میشود. اما به دلیل طوفان شدید، کشتی در آستانه غرق شدن قرار میگیرد. سپس، ویلوم، موش زائر، ایدهای برای نجات کشتی ارائه میدهد. وقتی زائران بهطور ایمن به زمین میرسند، پیمان مایفلور را مینویسند و شروع به ساخت کلیسا و مستعمره جدید خود میکنند. اما در حال حاضر فصل پاییز است و آنها غذاهای زیادی برای زمستان ذخیره نکردهاند. زائران سپس یاد میگیرند که در فصل بهار محصولات بکارند و در آستانه فصل پاییز جشن بزرگی برگزار میکنند. این اولین جشن شکرگزاری آنهاست.