خط داستانی
عثمان بهعنوان کارگرِ ساختمانی در یک هتل کار میکند. روزی زنی به نام زینِه با دوستپسرش به هتل آورده میشود. عثمان از همان نگاهِ اول به او دل میبازد، اما میفهمد که او با دوستپسرش حامله است. با این حال، دوستپسرش مدتی بعد او را ترک میکند زیرا نمیخواهد فرزند را بخواهد. عثمان مسئولیت زینِه را میپذیرد که با فرزندش در رحم تنها مانده است.