خط داستانی
همسر پریسیلا، لی، به خاطر حسادت بیپایهاش زندگی او را ناخوشایند میکند. او به دوست قدیمیاش، ادی، هشدار میدهد که در رقصی که قرار است شرکت کنند، به او توجهی نکند. ادی عاشق استل ثروتمند است اما همیشه درگیر یک رسوایی میشود. استل در نهایت اعلام میکند که یک ماجرای دیگر از طرف او همه چیز را تمام خواهد کرد. وقتی پریسیلا و ادی به عنوان دوستان قدیمی در رقص یکدیگر را ملاقات میکنند، دو نفر دیگر حسادت میکنند. استل و لی تصمیم میگیرند که شریکهای خود را حسود کنند اما در این کار به هم میریزند تا اینکه در نهایت همه چیز درست میشود.