خط داستانی
به نظر میرسد برای بیمارستان منطقهای با بودجه محدود اوضاع بهتر میشود وقتی که کارفرمایی مشهور به نابغه جراحی قلب برای هدایت واحد جراحی قلب کودکان آن استخدام میکند. اما با افزایش تعداد کودکانی که در اتاق عمل میمیرند، پرستار ارشد واحد اتاق عمل به این باور میرسد که جراح تازهکار به آنچه همگان ادعا میکنند تجربه دارد، به اندازه کافی نیست. او خود را تنها میبیند، با تهدیدی روبهرو میشود که شغلش را که دوست میدارد به خطر اندازد و به مقامات بالا و فاش کردن وقایع نگرانکننده در بیمارستان درباره این جراح تاثیرگذار و اتفاقات ترسناک آن اعتراض کند.