خط داستانی
«باتی» کوتاه است درباره مردی که به دنبال خودشناسی میگردد؛ روایت مردی که به دنبال مکان ایدهآل است تا بتواند واقعاً آزاد، آرام و شاد باشد اما در نهایت از همان جایی که پلاستیکها، بطریها و ظروف شکسته و غیره جمع میشوند، جدا میشود و مردم آنجا به زبالههای مترو مانیلا تکیه میکنند (منبع: مایک گالِگُو)