خط داستانی
شهرِ آینده ایی را شهری بزرگ نمایش میدهد که در آن کل شبکه زیرزمینی دست کمپانی حمل و نقل کل دولتی است. هیرولد پیش از این به عنوان راننده بخشی از شرکت کار میکرد اما به خاطر یک سانحه از کار برکنار شد. حالا میخواهد به کار برگردد و روزی مردی جوان به نام کارل که از همکاران سابق بوده با او تماس میگیرد. رایانه بی خطای شرکت مأموریت انتحاری برای هیرولد تعیین کرده است: او باید به جسمی غیرممکن دست بزند و قطار را از طریق بخش ممنوع شهر هدایت کند. هنگامی که موتور قطار در زیرزمین خراب میشود، هیرولد به آنچه که به آن تن داده است شک میکند.