خط داستانی
در نیویورک، زنی پریشان در اتاق اجارهایاش در یک صندلی راک نشسته است. در بیرون، مردم خرید میکنند و به تجارت مشغولند، مردان لولههای خود را روشن میکنند و دستانشان تایپ میکند. یک مادر و نوزاد بازی قایمموشک میکنند: برای بسیاری اوضاع خوب است. زن به راک کردن ادامه میدهد. یک مرد مست دستگیر میشود؛ یک گروه موسیقی ارتش نجات مینوازد و بچهها دور و بر میدوند. کارگران بیکار معترض ظاهر میشوند. چهره زن راککننده بیشتر و بیشتر دچار تحریف میشود. افسران نظامی رژه میروند. مردی در لباسهای دور ریخته شده جستجو میکند و ولگردها بیحس نشستهاند. این مردان کهنهسربازان جنگ بزرگ هستند که اکنون فراموش شدهاند و بسیاری الکلی هستند. عابران مردان بیهوش روی پیادهروها را نادیده میگیرند. زن راک کردن را متوقف کرده و اقدام میکند.