خط داستانی
میلیاردر گورنوستایف و رقاص باله ایلونا همیشه در مورد اینکه کدام یک مهمتر است - جوانی و زیبایی یا ثروت - بحث میکنند. ایلونا معتقد بود که جوانی و زیبایی مهمترند، اما گورنوستایف با او مخالف بود. او قصد داشت به ایلونا ثابت کند که اشتباه میکند. گورنوستایف با کارگر جوانی به نام الکسی قرارداد امضا کرد. آنها به خارج از کشور رفتند. یک سال بعد، الکسی به یک اشرافزاده واقعی تبدیل شد و به روسیه بازگشت. گورنوستایف الکسی را به ایلونا معرفی کرد و او عاشق او شد.