خط داستانی
اِوا اجازه مییابد از مؤسسه روانپزشکی که شش سال در آن زندگی کرده است، خارج شود. پس از یک سال انتظار طولانی، خبر میرسد: یک محل اقامت با مراقبت کمکی برای او پیدا شده است. اوا اولین گامها را به سوی زندگی «عادی» که مشتاقش است برمیدارد: پیدا کردن شغل، داشتن درآمد شخصی، ملاقات با مادرش... و حتی پیدا کردن عشق. در حالی که او گذشته خود را مرور میکند و بر روی اعتماد به نفس خود و همچنین اعتماد به دنیای بیرون کار میکند، هدف اصلی خود را نیز محکم دنبال میکند: دوباره ارتباط برقرار کردن با پسرش که ۲۰ سال پیش حق حضانتش را از دست داد و از او طلب بخشش کند. «نخستین زن» فیلمی است درباره فرصتهای دوباره، جستوجوی «عادیبودن» و مرز بین هوشیاری و تاریکی.