خط داستانی
پانزدهم اوت 1990. ویکتور تسوی، مشهورترین ستاره راک اتحاد جماهیر شوروی، رهبر گروه کینو، نماد آزادی و تغییر، در یک سانحه در بزرگراهی در لتونی جان میبازد. راننده اتوبوسی که در این حادثه غمانگیز نقش داشت، جسد او را به لنینگراد بازمیگرداند. گروهی از سوگواران - همسر تسوی و دوستپسر جدیدش، معشوقهاش، تهیهکنندهاش، پسر خردسالش و یک عکاس وسواسی - بخشی از این سفر بازگشت هستند. این سفر، سفری طولانی خواهد بود که فرصتی است کامل برای آشکار شدنِ عذابآور عشق، حسادت، جاهطلبی و طمع.