خط داستانی
پس از یک دوران پر زرق و برق به عنوان مدل موفق، گبی باید زندگی تازهای آغاز کند، دور از مدلینگ و درخشش. اما نمیتواند بپذیرد که اوج دورانش اکنون پشت سرش است. به منظور بالا بردن روحیهاش، دان، مدیرش، به او اجازه میدهد یک هفته در خانهٔ روستاییِ کشور او بگذراند. به سرعت گبی احساس حضور عجیبی در خانه میکند. او گمان میکند که حس تماشایی بودنش از سوی جهان دارد او را به جنون میکشاند. دان گمان میکند ترس گبی از اینکه نامرئی دنیا شود، او را به سمت دیوانگی میبرد.