خط داستانی
خانواده لئو با فاجعهای از هم میپاشد اما او هنوز دوستانش را دارد. با هم زمانهایشان را صرف بیهدف بودن میکنند، گاهی به مغازهها دستبرد میزنند و شبها به نوشیدن و دود کردن میگذرانند. اما این خشم ناامیدکننده لئو را آرام نمیکند و هر صبح بیدار میشود بدون دانستن اینکه آیا پایان روز را خواهد دید.