خط داستانی
موریس بلِیسِ ۳۵ ساله در تنگنای بیحرکتی نیویورک گیر کرده است؛ میخواهد سفر کند اما پول ندارد، کار میخواهد اما چشماندازی ندارد، با پدر بیوهاش همچنان همخانه است و مرگ زودهنگام مادرش او را از نظر عاطفی بسته نگه داشته است. وقتی وارد رابطهای نامطلوب با استفانی، دختر ۱۸ سالهٔ همکلاسی سابق میشود، زندگی ساکن او به هم میریزد و به شیوههایی که مدتها انتظار میکشیده بود گشوده میشود.