خط داستانی
زینا مصرانه به قرارها میرود، با غریبهها در شبکههای اجتماعی شوخی میکند و از کف رقص عبور میکند زیرا خودش خوب نمیرقصد اما روزی نوبت اوست تا با خوشبختی بدرخشد. در زندگی زینا مردی ظاهر میشود که واقعاً همانِ ایدهآل است. گلها، رستورانها، هدایا — پسر دلسوزی، دوست پسر باادب و هوادار بزرگ ماتیس در تلاشی برای جلب همه خواستههایش. همه چیز خوب به نظر میرسد اما رابطه دوستی طولانی مدت برای زینا خوشایند نیست و او به دنبال چیزی فراتر است. اما دلبر این مرد برای نزدیکی عجله ندارد و برای این کار دلایل خودش را دارد.